عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

452

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بر عموم گفت يا أَيُّهَا النَّاسُ ، و مراد بدين آن حلال و حرام كنندگان‌اند ، يعنى كه چون ايشان را گويند بر پى آن رويد كه اللَّه فرستاد ، و آنچه بر خود حرام كرديد حلال داريد و گشاده ، ايشان گويند - نه ! بل كه بر پى آن رويم كه پدران خود را ور آن يافتيم از تحريم و تحليل و دين و طريقت . پس اللَّه تعالى ايشان را پاسخ كرد گفت : أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ - الف استفهام است و - لو - كلمهء جواب يعنى كه ميگويند بر پى آن رويم كه پدران خود را وران يافتيم ، باش و گر پدران ايشان چيزى در نمىيافتند و راه راست نمىشناختند هم ، و نظير اين آنست كه از قول شعيب عليه السّلام گفت - أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ چون فرا شعيب گفتند كه از دين خويش و از آى ، جواب داد أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ الف استفهام و لو كلمهء جواب ، ميگويد و اگر ما ناخواه و ناپسنديم اين را هم ، و اين لفظ در پارسى هم بغنّه بايد راند بر جاى استفهام . گفته‌اند - فايدهء اين دو لفظ كه جمع كرد يعنى لا يَعْقِلُونَ و لا يَهْتَدُونَ آنست كه عقل اضافت با علم و معرفت كنند ، و اهتداء اضافت با عمل كنند ، ميگويد - ايشان را نه علم درست است نه عمل مستقيم . ابن كيسان گفت خداى تعالى درين آيت ذم تقليد كرد ، و ايشان را بر نظر خواند ، يعنى تقليد پدران خويش مكنيد ، بل كه بگفتار و كردار ايشان نظر كنيد ، تا بدانيد كه ايشان را نه عقل بود نه هدايت ، نه قول راست نه عمل درست . امّا مسألة تقليد - شرح آن درازست ، و سخن در آن فراوان ، و ما بر سبيل ايجاز آنچه لا بد است بگوئيم ، و باصول آن اشارت كنيم . بدانك معنى - تقليد - آنست كه سخن كسى قبول كنى و حكم وى بى دليل و بى حجت بپذيرى ، و صواب و خطا در آن حكم در گردن وى افكنى ، و احكام درين باب از سه قسم بيرون نيست : بعضى آنست كه تقليد در آن به هيچ حال روانيست ، نه عالم را و نه عامى را . و بعضى آنست كه عامى را رواست و عالم را نه ، و بعضى آنست كه علما در آن مختلف‌اند على ما يأتى